یک شام مختصر به مناسبت حضور تو در دلم
غروب دوشنبه بعد از اینکه بابا حاجی از سر کار اومد من وبابایی به مناسبت حضور تو در دلم از بابا حاجی و مامان جون وعمو محمود و عمه جون و دخمل نازشون محدثه کوچولو دعوت کردیم برای شام بریم رستوران همه خوشحال شدند و راهی رستوران شدیم. ![]()
عزیزم به حساب خودم شما 6 هفته بود که تو شکم مامانی بودی
بعد از خوردن غذا همه تشکر کردن و گفتن ایشالا نی نیتون به سلامتی به دنیا بیاد
بعد طبقه پائین رستوران که مرکز خرید داشت مامان جون و بابا حاجی زحمت کشیدن برای شما 1 بسته توپ خوشگل خریدن وعمه جون و عمو محمودم برای شما1 جفت جوراب ناز خریدن از اون روز تا حالا همش بهشون نگاه می کنم و باتمام حس مادرانه ای که باورش کردم نازشون میدم و روز شماری می کنم که صحیح وسالم به دنیا بیایی و ازشون استفاده کنی![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یک شام مختصر به مناسبت حضور تو در دلم
